| ||
بلاهای سبک شمردن نماز
 
پیامبر اکرم(ص)فرمودند: هر کس-زن یا مرد-در نماز سستی کند خداوند هجده کیفر به او دهد: شش تا در دنیا،سه تا هنگام مرگ،سه تا در قبر،سه تا در قیامت،سه تا وقت عبور از صراط. اما در دنیا:برکت از رزق و زندگیش بر دارد،نور از صورتش بر می گردد،بهره ای از اسلام به وی ندهد دعای صالحان را در حقش مستجاب نکند، ودعایش را اجابت نفرماید. اما به هنگام مرگ:به ذلت جان دهد،چنان سنگینی در خود احساس کند که گویا کوهی بر او افتاده و چندان ضعف بر او غلبه کند که گویی شلاق بر او می زنند،دیگر انکه تشنه شود به طوری که اگر همه ی اب های دنیا را بیاشامد سیر نشود، سوم انکه گرسنه گردد چنان که اگر تمام غذا های دنیا را بخوردسیر نشود. اما در قبر:غصه ی شدید وتاریکی،تنگی قبرو عذاب تا قیامت،محرومیت از بشارت ملائکه ی رحمت. اما در محشر:به صورت حیوان محشور شود،نامه اعمالش را به دست چپش دهند و حسابش طولانی شود. اما بر سر پل صراط:خدا به او نظر رحمت نفرماید(از گناه )پاکش نکند،عوضی از او نپذیرد ،وهزار سال برای حساب نگاهش دارد،سپس او را وارد جهنم کند،چنان که خداوند فرماید:(از جهنمیان پرسند:)چه چیز شما را به دوزخ کشید؟گویند:ماَ از نماز گزارانَ نبودیمَ. منبع : ایلام بلاگر برچسبها: یادداشت ها، | پنج شنبه 91/8/25 | | 12:32 عصر | | دنیای من |
مرحوم «فیض کاشانی» در تفسیر این آیه، زینت را به معنای عام زیبایی بدنی، آرایش جسمانی و زیورهای ظاهری میداند و معتقد است که؛ خودنمایی چه آشکار ساختن زیباییهای طبیعی باشد و چه به نمایش گذاشتن آراستگیها و زیورآلات، رفتار ناهنجار جنسی است. از پیامبر اعظم(ص) نیز روایت شده که زنان طناز و عشوهگر که دل و دین مردان هوسران را میربایند، «دامهای شیطان» هستند. مراد از طنازی و عشوهگری با مرور برخی روایات دیگر مشخص میشود که از جمله آنها: پوشیدن لباس نازک، گفتار با لحن نازک و تحریککننده[1] و راه رفتن با عشوه و ناز است، چرا که موجب تحریک مردان و به تعبیر روایات «زنای چشم»[2] میشود. ادامه مطلب... | پنج شنبه 91/8/25 | | 12:20 عصر | | دنیای من |
مسألهی [داغ] حجاب!
 
به نام خدا
صراط مستقیم باریک است. کمى از این طرف برویم پرت مى شویم، کمى از آن طرف برویم هم پرت مىشویم. اندکى به نام عفت و عصمت و پاکى، زن را به گوشه صندوق خانه ها بکشانیم پرت شده ایم، یک ذره به نام دخالت خانمها در اجتماعات و فعالیتها حریم را بشکنیم نیز از آن طرف افتاده ایم. شرکت در اجتماعات ملازم با اختلاط نیست. شرکت، ملازم با نوعى التذاذ جنسى از یکدیگر بردن نیست. پیغمبر اکرم در مسجد مدینه، زنها را اجازه مى داد مى آمدند، مردها را هم اجازه مى داد مى آمدند. زنها را منع نکرد. ولى یک دفعه فرمود: اى کاش ما براى خانمها درِ دیگرى از مسجد باز کنیم(دلش نمى خواست که زنها و مردها از یک در داخل و خارج شوند؛ به یکدیگر تنه مى زنند، فساد از همین جا پیدا مى شود) که بعد«باب النساء» را ساختند و الان هم در همان محل در مسجد مدینه درى هست به نام«باب النساء» که مخصوص زنهاست. زنها و مردها مى آمدند در مسجد پیغمبر پاى وعظ پیغمبر مى نشستند، وقتى که خارج مى شدند چون کوچه هاى مدینه تنگ بود ازدحام جمعیت مى شد، زن و مرد با یکدیگر مخلوط مى شدند، مردِ جوان بود زن جوان بود، احیاناً به یکدیگر تنه مى زدند. فرمود: بهتر این است که زنها از کنار حرکت کنند، مردها از وسط. پیغمبر اکرم خوش نذاشت که این حرکت به صورت اختلاط باشد. منطق صحیح همین است. کتاب آیندهی انقلاب اسلامی، شهید مرتضی مطهّری منبع:سایت الف برچسبها: یادداشت ها، | سه شنبه 91/8/23 | | 12:55 صبح | | دنیای من |
چندی پیش روزنامه پرنفوذ نیویورک تایمز نوشت که مقام های آمریکایی کاهش تحریم های کنونی را منوط به رییس جمهور شدن رفسنجانی و یا یکی از اصلاح طلب ها در دوره یازدهم ریاست جمهوری ایران می دانند. این خواسته هم اکنون در محافل داخلی نیز مطرح می شود و گروه موسوم به اصلاح طلب و مجمع پیروان رفسنجانی نیز با افتخار به آن به عنوان تنها راه رهایی کشور استناد می کنند. در این باره نکاتی چند قابل ذکر است؛ 1- تاکنون گمان می کردیم دمکراسی از نگاه غربی ها به معنای انتخابات و سپردن نتیجه به رای مردم است، اما ظاهرا در مذاکرات دیپلماتیک هم می توان رییس جمهور تعیین کرد. جالب اینکه دمکراسی خواهان داخلی به شدت از این اتفاق استقبال می کنند. 2- اگر آمریکایی ها بانی این طرح هستند که ظاهرا چنین است، پس احتمالا در داخل کشور خودشان نیز به همین شیوه رییس جمهور انتخاب می کنند. بی جهت نیست که در یک قرن و اندی گذشته دو حزب مشترکا قدرت را به هم تعارف می کنند. ادامه مطلب... | سه شنبه 91/8/23 | | 12:27 صبح | | دنیای من |
ما چقدر کم لطفیم نسبت به غرب؛ این ها که این همه ثروتشان را سالهاست خرج ما می کنند وروی بعضی از مسائل کشور ما مثل حجاب 50سال وقت می گذارند.
این ها که سالهاست برای پیشرفت ما دانشمندان کشورمان را ترور می کنند، و برای حفظ ما مانع دستیابی به انرژی هسته ای شده اند، این ها که برای قویتر شدن ما سی سال است که تحریم مان کرده اند، و اخیرا ورود دارو های کمیاب را به کشور ما ممنوع کرده اند، ولی ما چقدر کم لطفیم که در مقابل این همه خدمات هنوز هم به این دولت های غربی می گوئیم خبیث؛ هر چند بعضی از ما با نوع پوشش و با دفاع از خدمات ذکر شده آنان از شرمندگیشان در آمده اند، ولی ممکن است سوالی در ذهن عده ای بوجود بیاید که چرا این دولت های دلسوز غربی هیچ گاه به ما توصیه نکرده اند که به سمت علم برویم، و همیشه لطف داشته اند و گفته اند ما شما را تامین می کنیم اما بسیار توصیه به برداشتن حجاب کرده اند، و در برداشتن حجاب ما را نیز یاری کرده اند. ![]() برچسبها: یادداشت ها، | جمعه 91/8/19 | | 11:2 صبح | | دنیای من |
دلتنگ رفتن
 
متن زیر قسمتی از دیالوگ زیبای فیلم خداحافظ رفیق است، البته حس و حالی که توی فایل صوتی و تصویریش هست توی این متن ها نیست انشا لله کلیپ صوتی اش رو هم برای دوستان میزارم تا دانلود کنند و استفاده ببرند.
برچسبها: یادداشت ها،دست نوشته های من، | سه شنبه 91/8/16 | | 2:14 صبح | | دنیای من |
روسری هدیه ای!
 
یادم هست (وقتی در لبنان بود) در یکی از سفرهایی که به روستاها می رفت ، همراهش بودم… داخل ماشین ، هدیه ای به من داد. اولین هدیه اش به من بود ، و هنوز ازدواج نکرده بودیم! ادامه مطلب... | جمعه 91/8/12 | | 5:49 عصر | | دنیای من |
مهار رسمی غریزه
 
![]() حفظ عفت و مصونیت از گناه در اثر ازدواج، غریزه جنسى که یکى از غرایز نیرومند انسانى است در مسیر طبیعى خود قرار مىگیرد و انسان از انحراف و گناه مصون مىماند. این غریزه اگر درست هدایت شد و در مسیر واقعى و طبیعى قرار گرفت نه تنها زیان بخش نیست، بلکه فواید فراوانى هم دارد. ولى اگر وسیله مشروع برایش فراهم نشد ممکن است انسان را از مسیر طبیعى خارج سازد و به گناه و انحراف آلوده سازد، و تنها وسیله طبیعى و مشروع ارضاى این غریزه،ازدواج و تشکیل خانواده است. ادامه مطلب... | پنج شنبه 91/8/11 | | 5:8 عصر | | دنیای من |
می پرسی چی سخته؟؟عجله نکن میگم بهت... اینکه یه چیزی مثل پتو همش روی سرت سنگینی کنه.اینکه یه تیکه پارچه ی سیاهو وسط چله ی تابستون با خودت ببری اینور و اونور!اینکه مثل د مده ها یه کیسه خواب دور خودت بپیچی!!اصلا فلسفه ی این تیکه پارچه ی مشکی چیه که هر جا باهاش میری دیگه هیچ پسری نگاتم نمیکنه حالا بماند که چقدر مسخره میشی!راستی اسمش چی بود؟؟؟ تو افکار خودم غرق بودم که با دست های چروکیده و پینه بستش دست روی شونم گذاشت و گفت:اسمش چادره ننه جون.
با بهت نگاهش کردم ...به موهای حنا شدش که با یه روسری گلدار قایمشون کرده بود.همون طور که دست می برد سمت سماور بغل اتاق و چایی می ریخت،شروع کرد به حرف زدن؛ همون حرفایی که برام مثل گنج بود همون حرفایی که کلام الله توش موج میزد...
- چادر نوره ننه جون،عشقه.برای سر کردن چادر باید انگیزه داشت.چه انگیزه ای بالاتر از عشق به خدا؟!این حرفا شعار نیست که بچه های امروزی بهش میگن افکار قدیمی.حتی اگر قدیمی هم که باشه مگه هر چی قدیمیه باید ریختش دور؟؟عاشق نشدی ننه جون!هر وقت عاشقش شدی میفهمی چی میگم دخترم.تو که عاشق نیستی،اون که هست... چایی رو گذاشت جلوم،با گوشه ی روسریش مروارید هایی که از چشماش روی گونه هاش می لغزید رو پاک کرد و رفت...من ماندم و حوض مواج افکارم...
منبع: انجمن الزهرا برچسبها: یادداشت ها، | سه شنبه 91/8/9 | | 12:0 صبح | | دنیای من |
این ماجرا کاملا واقعی است. اما قبلش یه آیه براتون بگم: «وَ تَرى کَثیراً مِنْهُمْ یُسارِعُونَ فِی الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ أَکْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ ما کانُوا یَعْمَلُونَ » مائده-62
سالهای قبل یه خانواده که رابطه ی دور فامیلی هم باهامون داشتن، همسایه مون بودن.(البته الان هم هستند).این خانواده چندتا دختر و دو تا پسر داشتند.به مرور این بچه ها بزرگ شدن و بزرگترین بچه شون که دختر هم بود با یه بنده خدایی ازدواج کرد. بعد از یه مدت که از ازدواجشون گذشت،معلوم نبود چطور شده که گفتن،دختره شوهر و سه تا بچه شو رها کرده و رفته به یکی از شهرهای مجاور و اونجا خودفروشی میکنه. به هر حال، راست یا دروغ، این حرف همه جا پیچیده بود. تا اینکه توی این خانواده(که همسایه ما هستند) یه نقشه ی شوم برای این دختر ،کشیده میشه(یا توسط همشون یا یکیشون). از دختر دعوت میکنن که بیاد خونه شون(شاید هم دختر خودش بدون دعوت اومده باشه) بعد در یه فرصت مقتضی برادر کوچیکتر که سنش شاید حدود 17 سال بود دختر رو به قتل میرسونه. ادامه مطلب... | دوشنبه 91/8/8 | | 5:14 عصر | | دنیای من |
|
||
Designed By:Hosna |